تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
كه در فلان چاه خفته‌ام ، شب جمعى محرم را جمع كرد و بدن مبارك او را از چاه بيرون آورد ، و در مدرسهء مولانا در پهلوى بانى مدرسه امير بدر الدّين دفن كردند ، واللَّه اعلم « 1 » .

شيخ صلاح الدّين فريدون قونيوى معروف به زركوب

در به دو حال مريد سيد برهان الدّين محقق ترمذى بود ، روزى مولانا در حوالى زركوبان مىگذشت ، از آواز ضرب ايشان حالتى در وى ظاهر شد ، به چرخ درآمد ، شيخ صلاح الدّين به الهام از دكان بيرون جست و سر در قدم مولانا نهاد ، و خدمت مولانا وى را در بر گرفت و نوازش بسيار كرد ، از وقت نماز پيشين تا نماز ديگر مولانا در سماع بود و اين غزل فرمود :
يكى گنجى پديد آمد در اين دكّان زركوبى * زهى صورت ، زهى معنى ، زهى خوبى ، زهى خوبى
شيخ صلاح الدّين فرمود : تا دكّان را يغما كردند ، و از دو كون آزاد شد ، و در صحبت مولانا روانه شد ، مولانا همان عشق بازى كه با شمس الدّين داشت با وى پيش گرفت ، و مدت ده سال با وى مصاحبت و مؤانست داشت . روزى از مولانا سؤال كردند كه عارف كيست ؟ گفت : آن كس كه از سرّ تو سخن گويد و تو خاموش باشى ، و آنچنان مرد ؛ صلاح الدّين است ، و چون سلطان ولد به درجهء بلوغ رسيد مولانا دختر صلاح الدّين را به جهت وى خطبه كرد ، چلبى عارف از آن دختر بود ، و شيخ صلاح الدين در قونيه مدفون است
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 464 - 467 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 375 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )