تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
در بيابان مكّه مرض عارض شد ، هر چند اصحاب مبالغه كردند افطار نكرد ، ديگر روز ديدم كه جماعتى از اهل غيب به جانب محفهء وى رفتند ، چون به درِ محفه رسيدند درنيامدند و بگذشتند ، من آن قصه را با وى گفتم ، گفت : آرى قطب بود ، و اصحاب وى آن وقت كه به در محفه رسيدند من پاى خود دراز كرده بودم ، دانستند برگذشتند ، من پاى خود گرد آوردم باز گشتند و پيش من آمدند و فاتحه خواندند ، خدمت مولانا فرمود كه همان روز آثار صحّت بر وى ظاهر شد و احتياج به آن نشد كه افطار كند . اين فقير را اين بيت از وى به خاطر است كه در وقتى كه بعضى فقيران را به دوام توجّه و اقبال بر مطلوب حقيقى ترغيب مىكرد مىخواند :
دل آرامى كه دارى دل در او بند * دگر چشم از همه عالم فرو بند
توفّي يوم الثلاثاء سلخ ربيع الاول ، سنهء سبع وخمسين وثمان مائه ، وقبرش در قريهء چغاره ، حالا معروف و مشهور است ، ويُزار و يتبرّك « 1 » .

شيخ بهاء الدَين ولد

بعضى گفته‌اند كه : به صحبت شيخ نجم الدّين كبرى رسيده و از خلفاى وى است ، نام وى محمد بن الحسن بن احمد الخطيب البكيري است ، از فرزندان ابوبكر است ، و مادر وى دختر پادشاه خراسان علاء الدّين محمّد بن خوارزم شاه بود ، چون به سن تميز رسيد به تحصيل علوم دينى و معارف يقينى مشغول شد ، تا كمال وى به جائى رسيد كه حضرت رسالت وى را در واقعه‌اى سلطان العلماء لقب نهاد .
هامش
( 1 ) نفحات الانس ، 455 و 456 .