تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بياموز ، فرمود كه : قل اللّهم تب علىّ حتى أتوب ، واعصمني حتى لاأعود ، وحبّب إلىّ الطاعات ، وكرّه الىّ الخطيئات ، بعد از آن از من پرسيد به كجا مىروى ؟ گفتم : به روم ، گفت : الروم ما دخله المعصوم ! و من از واقعه باز آمدم ، در آنجا غرفه بود ، مولانا موفق الدين كواشى آنجا بود ، و در آخر عمر ضرير گشته بود ؛ به زيارت وى رفتم ، پرسيد كه تو كيستى ؟ بگفتم جمال الدين ، گفت : از كجا مىآيى ؟ گفتم : از بغداد گفت : به كجا مىروى ؟ گفتم : به روم ، گفت : الروم ما دخله المعصوم ، من متعجب شدم و دست در دامن او زدم و گفتم : مگر شما در مجلس دوشين حاضر بوديد ؟ گفت : دعني دعني ، دست از وى بازداشتم و بازگشتم . شيخ علاء الدوله گويد كه : مولانا جمال الدين مردى عزيز بوده ، و او را تصانيف مشهوره در علوم بسيار است ، و ميان او و ميان امام غزّالى دو واسطه بيش نبوده ، و اين حكايت وى دليل است بر صحت واقعهء شيخ مجد الدين . و او را در سنهء سبع ، و قيل عشر و ستمائة شهيد كردند ، خاك وى در نيشابور بود ، و از نيشابور او را نقل كردند در سنهء ثلاث وثلاثين وثمان مائه به اسفراين آوردند « 1 » . قاصر گويد : رد مجمل ترّهات مذكوره . . .

سعد الدين حموى

نام وى محمّد بن المؤيّد بن ابىبكر بن ابى الحسن بن محمّد بن حمويه است ، از اصحاب شيخ نجم الدّين كبرى ، در علوم ظاهرى و باطنى يگانه ،
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 424 - 428 .