وى را تعظيم مىداشتند ، و وى خداوند كرامات و ولايات بود ، و فراست نيز داشت ، و مرا گفته بود كه : عبداللَّه با منصور است سبحان اللَّه آن چه نور است كه اللَّه تعالى در دل تو نهاده است .
شيخ الاسلام گفت : چهل سال بر پاست تا بدانستم كه آن نور چيست كه وى مىگفت ، وتوفي الشيخ الطاقي في عشرة صفر سنة ست عشر و اربعمائة « 1 » .
شيخ احمد جام « 2 »
شيخ الاسلام گفت كه : او از پيران من است ، شيخ حُصرى را ديده بود ، وى را گفتم : از حصرى هيچ چيز ياد دارى ؟ گفت : با يكى از مشايخ با حُصرى درآمدم چيزى نبود از خوردنى ، شيخ گفت : نحن دوابك ، اعلف دوابك يا سيدى ، و دست بر هم مىزد « 3 » .
شيخ محمّد ابوحفص كورتى
شيخ الاسلام گفت : او بزرگ بود ، و خداوند وقت عظيم ، و از پيران من است ، وقتى وى را بيمارى افتاد ، قوم به نزديك وى شدند سخنى مىرفت ، كسى دعوى كرد پيش وى ، طاقت آن نياورد ، غيرت به وى درآمد برجست و گفت : حق حق حق ! چون ساعتى بگذشت با خود آمد گفت : استغفراللَّه
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 337 .
( 2 ) مصدر : حاجى .
( 3 ) نفحات الانس : 342 .