تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
باب گويند ، شيخ الاسلام گفته كه : شيخ عمو گويد : روزى پيش وى نشسته بودم ، يكى در آمد وگفت : دعائى بكن كه « سركب » باز آيد ، وسركب اميرى بود كه به جنگ آمدى ، وباب بر كنار آتش‌دان نشسته بود ، جوراب در پاى وآفتابه‌اى آنجا نهاده بود ، پاى بر آفتابه زد وگفت : افكندمش ! سركب فى الحال بر درِ شهر سرنگون از اسب بيفتاد وگردنش بشكست « 1 » .

ابو نصر سراج

وى را طاووس الفقراء گويند ، در فنون علم كامل بود ، صاحب كتاب « لمع » « 2 » است ، ووى را تصانيف بسيار است ، ومسكن وى طوس بود ، وقبرش در آنجاست . گويند كه : ماه رمضان به بغداد رسيد ، در مسجد شونيزيه وى را خلوت خانه‌اى دادند ، وامامت درويشان به وى تفويض نمودند ، تا عيد امامت كرد ، و در تراويح پنج ختم كرد ، هر شب خادم قرصى به خانهء وى آوردى ، چون روز عيد شد برفت ، خادم نگاه كرد همهء قرصها برجاى خود بود . وقتى شب زمستان بود ، و در آتش‌دان آتش مىسوخت در معارف سخنى رفت ، شيخ را حالتى پديد آمد روى به آتش دان نهاد و در ميان آتش خداى را سجده كرد ، و روى وى را از آتش آسيبى نرسيد ، شيخ را از آن سؤال كردند ، گفت : كسى كه بر درگاه او آبروى خود ريخته بود آتش روى وى را نتواند سوخت .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 282 . ( 2 ) مصدر : لمعه .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 263 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )