عمران ثلثى
وثلث دهى است نزديك مصر ، شيخ عباس فقير هروى گفت كه : عمران ثلثى چيزى نخوردى به روز بىمهمان ، و چون مهمان نرسيدى روزه داشتى ، روزى نيت روزه كرده نزديك نماز شام مهمان رسيد ، وى را به حديث مىداشت تا روز وى تمام شود كه شب نزديك بود ، آن شب حق تعالى را در خواب ديد ، كه گفت : عمران تو با ما عادتى داشتى نيكو و ما با تو سنّتى داشتيم نيكو ، تو عادت خود بدل كردى ، ما نيز سنّت خود بدل كرديم ! بيدار شد رنجه وانديشهمند ، ديرى بر نيامد كه والى مصر به ده ثلث كه ملك عمران بود عاملى فرستاد تا حساب وى كند ، و آن عامل ترسا بود بر وى زور كرد ، و از آنجا گريخت « 1 » .
ابو حامد دوستان
در شرح تعرّف مذكور است كه : تعظيم حق سبحانه بر او چنان غالب بود كه چون به نماز ايستادى وگفتى اللَّه ، پيش از آنكه اكبر گويد بيهوش شدى وبيفتادى ، سالها عمر وى بر اين گذشت ، وهم بر اين وفات كرد « 2 » .
باب فرغانى
نام وى عمر است ، به فرغانه بود ودرويشان آن ديار مشايخ بزرگ را
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 279 و 280 .
( 2 ) نفحات الانس : 281 .