از وى آرند كه گفته : هر جنازه كه پيش خاك من بگذرانند مغفور بود ، به حكم اين بشارت اهل طوس جنازهها را پيش خاك وى آوردندى وزمانى بداشتندى آنگاه ببردندى « 1 » .
شيخ ابو الفضل محمد بن الحسن
مريد ابو نصر سراج است ، وپير شيخ ابو سعيد ابو الخير ، هرگاه ابو سعيد را قبضى بوده قصد خاك پير ابو الفضل كردى به بسط بدل شدى .
خواجه ابو طاهر فرزند شيخ ابو سعيد گويد : روزى شيخ ما را قبضى رسيد ، در ميان مجلس گريان شد وهمهء جمع گريان شدند ، گفت : هرگاه ما را قبضى بودى رو به سوى خاك پير ابو الفضل كردمى به بسط بدل شدى ، گفت :
ستور زين كنيد ، و در وقت بر ستور نشست وجملهء اصحاب با وى مىرفتند ، چون به صحرا رسيدند شيخ گشاده گشت ، درويشان به نعره فرياد برآمدند ، وشيخ چون به سرخس رسيد از راه به سر خاك پير شد ، و از قوّال اين بيت درخواست :
معدن شادى است اين يا معدن جود و كرم * قبلهء ما روى يار وقبلهء هركس حرم
وشيخ را دست گرفته بودند وگرد آن خاك طواف مىكردند ونعره مىزدند ، ودرويشان سر و پاى برهنه در خاك مىغلطيدند ، چون آرامى پديد آمد ، شيخ گفت : اين روز را تاريخى سازيد كه بهتر از اين روز نبينيد ، بعد از آن هر مريد را كه انديشهء حج بودى شيخ او را به سر خاك ابوالفضل فرستادى ،
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 283 و 284 .