شاگرد وى ، خرقانى گفت كه : من گفتم آن ابوبكر شبلى بود كه مست بزيست و مست بمرد ؛ چراكه من شبلى را ديدم پيش خويش كه در هوا رقص مىكرد ومرا شكر مىگفت « 1 » .
ابو عبداللَّه دينورى
از طبقهء خامسه است ، نام وى محمّد بن عبدالخالق ، من أجلّة المشايخ واكبرهم حالًا ، در دينور وفات كرد .
شيخ الاسلام گفت كه : وى به آخر عمر در وادى القرى به مسجدى در آمد ، مردمان برفتند ووى را مهمان نداشتند و چيز خوردنى ندادند ، و آن شب از گرسنگى بمرد ، روز آمدند ووى را كفن كردند ، روز ديگر در مسجد در آمدند ؛ كفن را ديدند در محراب نهاده وكاغذى در ميان كفن بود ، و در آن نوشته كه : دوستى از ما به شما آمد ؛ وى را مهمان نداشتيد وطعام نداديد و از گرسنگى بكشتيد كفن شما را نمىخواهيم « 2 » .
ابو الحسين سيروانى صغير
صغير گفته كه مرتعش گفت : لو لعب الفقير عشرين سنة ؛ ثم صدق ساعة لنجى ، پس سيروانى گفت : حاشا من اللعب ، إنّما أراد به قلة اليقين .
وهم او گفته : از ابو الخير تيناتى شنيدم كه گفت : مرا اشراف دادند بر دوزخ ، بيشتر اهل آن اصحاب ركوه ومرقع ديدم ، پس شيخ سيروانى گفت :
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 266 و 267 .
( 2 ) نفحات الانس : 269 و 270 .