صوفيه آمد وخرقهء خود در پوشيد ، توفى رحمه الله منتصف محرم سنه ست وستمائة « 1 » .
شيخ عبداللَّه بليانى
لقب وى اوحد الدين ، و از فرزندان شيخ ابو على دقّاق است ونام پدرش مسعود ، وسلسلهء خرقهء وى چنين است كه : وى خرقه از ضياء الدين مسعود از شيخ اصيل الدين شيرازى از شيخ ركن الدين سنجاسى ، از شيخ قطب الدين ابو رشيد ابهرى ، وشيخ جمال الدين عبد الصمد زنجانى ، و هر دو از شيخ ابو النجيب سهروردى .
وى گفته كه : در اوائل از خلق انفراد جستم ، و يازده سال در كوه لگام بسر بردم ، چون از كوه باز آمدم به صحبت زاهد ابوبكر همدانى پيوستم ، ووى مردى صاحب كرامت وفراست صادق بود ، ووِرد وى همه آن بود كه هر شب برخاستى ، وعصاى آهنين داشت آن را در زير زنخدان گرفتى و تا روز بر پا ايستادى ، و من نيز به موافقت وى از عقب وى مىايستادم ، وقتها روى به من باز پس كردى وعبرت « 2 » آوردى وگفتى برو جائى بخسب ، بر زمين مىنشستم تا وى مشغول كار خود مىشد ، ديگر برمىخاستم وموافقت وى مىكردم تا آنگاه كه حال وى بر من فرود آمد ، آنگاه تنهائى گزيدم .
وزاهد ابوبكر از غايت انبساط كه با من داشت مرا لولى مىگفت ، شنيدم كه روزى مىگفت كه : لولى آمد و از ما چيزى گرفت وبرد ونمىدانم كه به كجا
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 255 - 258 .
( 2 ) مصدر : غيرت .