در مجمع سماع به جهت ترويح قلوب به سه چيز محتاجند ؛ روايح طيّبه ، ووجه صبيح ، وصوت مليح .
بعضى گفتهاند كه : از اين قوّال اجتناب بهتر است ، زيراكه اين چنين كار عارفى را مسلّم آيد كه طهارت قلب او به كمال رسيده باشد ، و چشم او از ديدن غير حق پوشيده باشد .
گويند كه : پنجاه سال در مسجد عتيق شيراز تذكير كرد ، اول كه به شيراز درآمد ومىرفت تا مجلس گويد ؛ شنيد كه زنى دختر خود را نصحيت مىكرد كه اى دختر حسن خود را با كسى اظهار مكن كه خوار وبىاعتبار مىگردى ، شيخ گويد كه گفتم : اى زن ! حسن به آن راضى نيست كه تنها ومنفرد باشد ، او هم آن مىخواهد كه با عشق قرين باشد ، وحسن وعشق در ازل عهدى بستهاند كه هرگز از هم جدا نشوند ، اصحاب وى را از استماع آن چندان وجد وحال عارض شد كه بعضى در آن حال برفتند .
شيخ ابوالحسن كردويه گويد كه : در دعوت بعضى صوفيه با شيخ روزبهان جمع شدم ، و هنوز وى را نمىشناختم ، در خاطرم آمد كه من در علم وحال از وى زيادهام ، بر سرّ من مطلع شد وگفت : اى ابوالحسن اين خاطر را از خود نفى كن كه امروز هيچ كس با روزبهان برابر نيست ، ووى يگانهء زمان خود است ، و به اين اشارت كرد در اين شعر :
در اين زمانه منم قائد صراط اللَّه * ز حدّ خاور و تا آستانهء اقصى
روندگان معارف مرا كجا جويند « 1 » ؟ * كه هست منزل جانم به ماوراى ورا
وى صاحب سماع بود ، و در آخر عمر از آن باز ايستاد ، و با وى در اين معنى سخن گفتند ، گفت : إنّي أسمع الآن من ربّي عزّ وجلّ وأستعرض ممّا سمعت من
هامش
( 1 ) مصدر : بينند .