غيره .
شيخ ابوبكر بن طاهر كه از اصحاب شيخ روزبهان بوده گفته كه : هر سحر به نوبت با شيخ قرآن مىخواندم يك عشر وى و يك عشر من ، چون وى فوت شد دنيا بر من تنگ شد ، آخر شب برخاستم و نماز گزاردم ، پس به سر تربت شيخ بنشستم وبنياد قرآن خواندن كردم ، گريه بر من افتاد كه از وى تنها مانده بودم ، چون عشر تمام كردم آواز شيخ شنيدم كه از قبر مىآمد وعشر ديگر مىخواند ، تا آن زمان كه اصحاب جمع شدند آواز منقطع شد ، و چند مدّت حال بدين گونه بود ، روزى با يكى از احباب « 1 » آن را باز گفتم ، بعد از آن ديگر آواز نشنيدم .
صاحب فتوحات مكيه مىآرد كه : شيخ روزبهان در مكه مجاور بود وكان كثير الزعقات في حال وجده في اللَّه ، بحيث أنّه يشوّش على الطائفين بالبيت ، فكان يطوف على سطوح الحرم ، وكان صادق الحال .
ناگاه به محبّت زن مغنّيه مبتلا شد ، و هيچ كس نمىدانست ، و آن وجد وصيحههائى كه در وجد فى اللَّه مىزد همچنان باقى بود ، امّا اوّل از براى حق تعالى بود ، و اين زمان از براى مغنّيه ، دانست كه مردم را اعتقاد چنان خواهد شد كه وجد وصيحات وى نيز از براى خداى عزّ وجلّ است ، به مجلس صوفيهء حرم آمد وخرقهء خود بيرون كرد و پيش ايشان انداخت ، وقصهء خود را با مردم بگفت ، وگفت : نمىخواهم كه در حال خود كاذب باشم ، پس به خدمت مغنّيه رفت وخدمت وى را پيش گرفت ، چون محبّت آن زانيه « 2 » زائل شد به مجلس
هامش
( 1 ) الف ، مصدر : اصحاب .
( 2 ) الف ، مصدر : مغنيه از دل وى .