تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
نزديك وى مرو ، اگر نه چنين كند كه در اين ساعت در آنى ، پس دست در زير سر وى كرد وى را باز نشاند ، وگفت : من بعد گستاخى چنين مكن تا وقتى كه وى را نيك بشناسى ، آنگاه دعا كرد وباد بر وى دميد آماس بازگشت وشفا يافت . وى گفته : درويشى نه نماز روزه است و نه احياى شب ، اين همه اسباب بندگى است ، خداى دان باشيد ، و اگر خداى دان نه آيد خود دان نيز باشيد ، از براى آنكه چون خود دان باشيد خداى دان باشيد ، پس فرمود كه : از اين بهتر بگويم خداى باشيد ، و اگر خداى نباشيد خود مىباشيد ، و اگر خود نباشيد خداى باشيد . روزى به زيارت شيخ روزبهان بقلى رفته ، وشيخ صدر الدين روزبهان بر سر تربت پدر نشسته بود چون شيخ عبداللَّه را ديد در برابر بايستاد وبنشست وباز برخاست ، و مدت ديگر بايستاد ، شيخ عبداللَّه به وى التفات نكرد ، چون از زيارت فارغ شد ، گفت : شيخنا دير گاهى است كه به پاى ايستاده‌ام وشما هيچ التفات نفرموديد ! گفت : روزبهان انارى به دست من داده و به خوردن آن مشغول شده بودم ، و از جملهء اشعار وى اين است :
ما جمله خداى پاك پاكيم * نى ز آتش وباد و آب وخاكيم از هستى ونيستى هميشه * عريان شده‌ايم سينه « 1 » چاكيم حقيقت جز خدا ديدن روا نيست * كه بىشك هر دو عالم جز خدا نيست
هامش
( 1 ) مصدر : جامه .