تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
گزارد « 1 » ! ! !

ابوبكر اسكاف

شيخ خفيف گفته كه : او سه سال « 2 » روزه داشت ، چون وقت نزع آمد پاره پنبه‌اى تر كردند ، به پيش دهان وى بردند آن را بينداخت و به روزه برفت از دنيا « 3 » ! ! !

ابو الضحّاك

شيخ خفيف گفته كه : از ابو الضحّاك شنيدم كه گفت : بر بام خانه نشسته بودم ، ابليس را ديدم كه در كوچه گذشت ، گفتم : اى ملعون اينجا چه مىكنى ؟ پاى از زمين برداشت به بام برآمد با هم افتاديم ، سيلى بر وى زدم ووى را بينداختم ، و از آن سالها گذشت ، وقتى مرا اتفاق حج افتاد ؛ چون بازگشتم به جوئى رسيدم كه پل نه بسته بودند و آبى عظيم بود ، از گذشتن عاجز شدم ، ناگاه پيرى ضعيف ديدم كه از آب برآمد با خود گفتم : من ضعيف‌تر از اين پير نيستم ، برخواستم و بر عقب وى درآمدم ، چون به ميان آب رسيدم ؛ آن پير پاى بر كنار جوى نهاد و بيرون رفت ، و من در ميان آب ماندم ، آب بر من غلبه كرد وغرق شدم ، وجامه‌هاى من تر شد ومرا آب مىگردانيد ومىبرد تا آن
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 244 . ( 2 ) مصدر : سى سال . ( 3 ) نفحات الانس : 245 .