تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و به دست وى كوزه يا ركوه‌اى بود ومىگفت : يا سيدى تقرب الناس إليك بذبائحهم وقرباناتهم ، ولست أملك إلّانفسي ، فشهق شهقة ومات « 1 » .

ابو بكر آشتيانى « 2 »

شيخ ابو عبداللَّه خفيف گفته كه : يكى از شاگردان من آمد ، وگفت : شيخ ابو بكر آشتيانى از بام بيفتاد و پاى وى بشكست وبرفت ، آنچنان بود كه نوجوانى آمده وقوّالى مىكرد ، وى را پنهان از شيخ ابو عبداللَّه خفيف گفته بودند تا چيزى خواند ، ابوبكر در سماع خوش شد و از بام بيفتاد وبرفت . شيخ ابو عبداللَّه گويد كه : آنجا رفتم وگفتم چه مىخواندند گفت اين دو بيت :
ونف يذوب بدائه * المت دون بلائه ان عاش عاش منغصاً * أو مات مات بدائه
آن كودك را گسيل كرد وگفت : ديگر گرد اين قوم مگرد . وابو عبداللَّه گويد : چهار روز از خود غائب شد ، وشيخ آشتيانى را به گور كردند وشيخ خفيف بىخبر « 3 » .

ابو بكر كفشير

كفشير دهى است به شام ، وى گفته كه در « تيه » « 4 » بنى اسرائيل مىرفتم ،
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 198 . ( 2 ) مصدر : اشنانى . ( 3 ) نفحات الانس : 198 و 199 . ( 4 ) تيه : بيابانى كه موسى عليه السلام با دوازده سبط بنى اسرائيل مدّت چهل سال در آن سرگردان بود ( دهخدا : 14 / 1243 ) .