نماند كه جامه ندريد « 1 » .
ابوبكر طرطوسى
شيخ الاسلام وى را از طبقهء سادسه دانسته است ، نام وى على بن محمّد بن احمد الطرطوسى است ، سالها به مكّه مجاور بود ، وى را طاووس الحرمين خوانند ؛ از حُسن عبادت ، وى بزرگ بوده ، شاگرد ابو الحسين مالكى است ، و صحبت داشته با ابراهيم شيبان كرمانشاهى ، در سنهء أربع وسبعين وثلاثمائه برفته از دنيا .
در مكه شيخ سلمى وى را ديده امّا در تاريخ نياورده ، و از اقران شيخ سيروانى بوده ، شيخ الاسلام گفت كه : شيخ عباس فقير مرا گفت كه : شيخ ابوبكر حرمى گفت كه به مكّه ميهمان كسى بوديم ، ميزبان كنيزكى داشت كه چيزى مىتوانست خواند تا كه كنيزك بخواند :
لا مني فيك معشر فأقِلّوا وأكثِروا
درويشى بر پاى خاست بانگى چند بزد ، وگفت : كه ملامت كرد در مهر تو مگر تو ، اين حرف بگفت وبيفتاد وبرفت از دنيا .
شيخ الاسلام گفت : ابو عبداللَّه باكو گفت : ايوب نجّار در خانهء قزوينى به مكّه در سماع بود ، گوينداى چيزى بخواند به پارسى ، وى برخاست با پشت راست آنگاه گفت : نفيرى از تو وبيفتاد بيهوش شد وبرفت .
شيخ الاسلام گفت كه : ابو القاسم سايح با قوم در ميهمانى بود
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 188 و 189 .