تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
شيخ الاسلام گفت : من وى را نپذيرم وردّ نيز نكنم ، شما نيز چنان كنيد ووى را موقوف گذاريد ، و با آن همه دعوى هر شبانه روزى هزار ركعت نماز مىكرد ، و در آن شب كه در روز آن كشته شد ؛ پانصد ركعت نماز كرده بود . وقتى از اوقات درِ سراىِ جنيد بزد ، جنيد گفت : كيست كوبندهء در ؟ گفت : حق ، جنيد گفت : نه حقى بلكه به حقّى - أىّ خشبة تفسدها - يعنى كدام چوب است كه به تو خراب كنند ، يعنى تو را بدان چوب بردار كنند « 1 » .

عبداللَّه اسكاف « 2 »

شاگرد حلّاج بود ، گفت : وقتى حلّاج را گفتم اى شيخ عارف كه باشد ؟ گفت : عارف آن باشد كه روز سه شنبه شش روز مانده از ماه ذوالقعده سنهء تسع وثلاثين وثلاثمائة وى را به « باب الطاق » برند به بغداد ، دو دست و پاى وى را ببرند ، و چشم وى را بَركَنند ، ونگون سار بردار كنند و بسوزانند ، و خاكستر وى به باد دهند . ووى را شاگردى بود هيكل نام ، او را هم با وى بكشتند ، ووى را شاگرد الحسين نام كردند ، وابوالعباس عطا را هم به سبب وى بكشتند « 3 » .

ابراهيم بن فاتك

وى نيز شاگرد حلّاج بود ، او گويد كه : آن شب كه وى را بردار كردند اللَّه
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 150 و 151 . ( 2 ) مصدر : عبدالملك . ( 3 ) نفحات الانس : 152 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 208 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )