اخى فرج زنجانى
گويد در ضمن حكايتى كه : آن گربهء خود را فداى درويشان كرد ، وى را در قبر كنند وزيارتگاهى سازند ، مىگويند كه حالا قبر آن گربه ظاهر است ، و مردم زيارت آن مىكنند « 1 » ! ! !
حسين بن منصور حلّاج
كنيت وى ابوالمغيث است ، نه وى حلّاج بود ، روزى به درِ دكان حلّاجى بود ؛ به انگشت اشارت كرد پنبه از يك سو شد و دانه از يك سو ، وى را حلّاج نام كردند .
با جنيد ونورى صحبت داشته ، وشاگرد عمرو بن عثمان مكّى است مشايخ در كار وى مختلف بودهاند ، بيشتر وى را ردّ كردهاند ، مگر چند تن مانند ابوالعباس عطا ، وشبلى ، وشيخ ابو عبداللَّه خفيف ، وشيخ ابوالقاسم نصر آبادى .
وابو العباس ابن سريج به كشتن وى رضا نداد ، وفتوى ننوشت ، وگفت :
من نمىدانم كه او چه مىگويد .
و در كتاب « كشف المحجوب » است كه : جملهء متأخران او را قبول كردند ، وسلطان طريقت - سلطان ابو سعيد ابوالخير همدانى - فرموده كه :
حسين بن منصور حلّاج در علوّ حال است ، در عهد وى در مشرق و مغرب كس چون او نبود .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 149 .