كفّار تاتار - كه عسكر چنگيزخان بودند - او را تيرباران كردند ، و در وقت شهادت پرچم كافرى را گرفته بود ، بعد از شهادت ده كس نتوانستند كه پرچم را از دست شيخ بيرون آورند ، عاقبت آن پرچم را بريدند ، ومولوى رومى تلميح « 1 » به اين سرگذشت نموده آنجا كه گفت :
ما از آن محتشمانيم كه ساغر گيريم * نه از آن مفلسكان كان بز لاغر گيريم
به يكى دست دو جام مى ايمان نوشيم * يه يكى دست دگر پرچم كافر گيريم
و شهادت شيخ در سنهء 618 بود « 2 » .
سيد نعمت اللَّه ولى
اگر سالها به تعريف رفعت شأن آن يگانهء گوهر آفرينش پردازم غير از عرق خجلت كه از رخسارهء خاطرم فرو ريزد چه حاصل خواهد داشت ؟
موطن صورى او در قريهء ماهان كه در هشت فرسخى كرمان است ، در بدايت حال در كوهستان بلخ « 3 » چهل اربعين داشته ، و دست ارادت به شيخ عبداللَّه يافعى داده .
نسبت خرقهاش به شيخ عبدالقادر گيلانى مىرسد ، ملّا جامى ذكر وى و ذكر شيخ صفى الدين اردبيلى وشيخ زاهد گيلانى وشيخ محمّد بن زاهد در
هامش
( 1 ) تلميح / اشاره .
( 2 ) نفحات الانس : 423 و 424 .
( 3 ) در نسخه ب به جاى « بلخ » ( آن بلد ) آمده است .