تازيانه بزنيد ، اگر نمرد دست و پاى او را ببريد ، و بعد از آن گردن بزنيد ، وسرش را بردار آويزيد ، و بدنش را در آتش بسوزانيد ، چنان كه فرمود كردند ، بعد از آن سرش را بر نيزه كردند و مدت يك سال در تمامى خراسان بگردانيدند .
واو را كتابى هست موسوم به « بستان المعرفة وطاسين الازل » ، جمله كفر وزندقه است .
گويند كه : حلّاج نامه به يكى از اصحاب خود نوشته : من اللَّه الى فلان ابن فلان ، او را گفتند اين خط تو است ؟ گفت : بلى ، گفتند : چرا نوشتى ؟ گفت عين الجمع است نزد ما ، يعنى با خدا يكى شدهايم « 1 » انتهى .
وشيخ مفيد - عليه الرحمه - در كتاب ردّ بر حلّاجيه نوشته : ( از جمله كسانى كه فتوى به اباحهء قتل حلّاج نوشتهاند ابوالقاسم بن روح بود از وكلاى حضرت صاحب الامر عليه السلام و به امر آن حضرت فتوى داد ) « 2 » والسلام .
بعضى از بزرگان صوفيه
مير فندرسكى
و در كتاب « رياض الشعراء » چنين مذكور است كه : مير ابوالقاسم فندرسكى در حكمت ؛ ارسطوى زمان ، و در تصوف ؛ بايزيدِ دوران بود ، اكثر اوقات لباس نمد مىپوشيده ، و با اوباش واجامره « 3 » صحبت مىداشته ، و در
هامش
( 1 ) تبصرة العوام : 45 - 47 ، تحفة الاخيار : 408 .
( 2 ) احتجاج شيخ طبرسى : 2 / 474 .
( 3 ) اجامره / ولگرد .