فرمود : هنوز متنبّه نشدهاى ؟ خواجه قدمش را بوسه داده رخصت مىشود « 1 » .
وبابا در ميان مردم به ديوانگى اشتهار داشته ، و به زبان رازى اشعار خوب دارد ، و از آن جمله اين است :
دلم از عشق رويت گيجِ ويجه * گهى سوجه در آتش گه بريجه
دل عاشق مثال چوب تر بى * سرى سوجه سرى خونابه ريجه « 2 »
قاصر گويد : از اين حكايات موضوعه مفهوم مىشود كه نظر به آيهء :
( وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأْتيَكَ الْيَقِين ) « 3 » بابا و اصل بوده ، و بيرون رفته از سلسلهء مكلّفين ، ونظر به حديث : « الأسماء تنزل من السماء » او نام گرفته است بر نصيرالدين ، وقديم بوده ؛ نظر به دعوى محيى الدين كه مىگفته : « كُنتُ ولياً وَآدمُ بينَ الماءِ والطين » « 4 » .
هامش
( 1 ) ضمناً در كتاب « ريحانة الادب » از كتاب « مجمع الفصحاء » نقل شده است كه : سال وفات وى 410 بوده ، بنابراين با خواجه در قرن هفتم مىزيسته بيش از 200 سال فاصله داشته است .
در رابطه با اين افسانه ؛ جالب است بدانيم كه : كسانى كه شرح بابا طاهر را نوشتهاند سال وفات وى را اوائل قرن پنجم 410 نوشتهاند مراجعه شود به مقدمهء كليّات بابا طاهر عريان ، ومجمع الفصحاء وريحانة الادب : 1 / 215 وكتب ديگر . و سال وفات خواجه نصيرالدين طوسى 672 مىباشد مراجعه شود به : روضات الجنات : 6 / 319 ومقدمهء كشف المراد وكتب ديگر ، بنابراين بين سال وفات بابا طاهر وخواجه نصيرالدين طوسى حدود 262 سال فاصله وجود داشته است حال شما مىتوانيد بفهميد كه چگونه صوفيان افسانهباف در اين داستان وداستانهاى ديگر آسمان و ريسمان را به هم وصل كردهاند تا افراد نادان را به انحراف بكشانند ! ! !
( 2 ) كليّات ديوان بابا طاهر عريان : 69 .
( 3 ) الحجر ( 15 ) : 99 .
( 4 ) شرح فصوص پارسا : 81 .