تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

تأييد مرام وتشييد مقام

در ذكر بعضى از ترّهات وطامات - به علاوهء مذكورات - و ردّ آنها به عنوان اجمال و تفصيل :

احوال حسين بن منصور حلاج

بدانكه در كتاب « تبصرة العوام » سيد مرتضى رازى فرموده : حسين بن منصور حلّاج ساحر بود ، و در سحر مهارتى داشت ، وشاگرد عبداللَّه بن هلال كوفى بود ، وعبداللَّه شاگرد ابو خالد كابلى ، وابو خالد شاگرد زَرقاء يمامه ، وزرقاء از كسانى بود كه سحر از سجاح آموخته بود وسجاح در زمان مسيلمهء كذّاب بود ودعواى نبوّت كرد . و در سال سيصد و نه از هجرت معلومِ وزير حامد خليفه‌اى از بنى عباس گرديد كه حلّاج دعواى خدائى مىكند ، ومىگويد مرده زنده مىكنم ، وجنّ خدمت من مىكند ، وهرچه از ايشان مىخواهم پيش من مىآورند ، و من مىتوانم كه معجزهء همه انبياء را بنمايم ، ونصر وسيمرى وجماعتى از كُتّاب ديوان تبع او شدند ، و يكى از بنىهاشم دعوى مىكند كه نبىِّ حلّاج است ، وحلّاج إله است . پس وزير حامد رئيس اين قوم را حاضر گردانيد ، و با ايشان مناظره كرد و همه مقرّ شدند كه ايشان خلق را به الوهيت او مىخواند ، وايشان را يقين حاصل است كه حلّاج مرده را زنده مىكند ، پس وزير فرستاد وحلّاج را حاضر كردند و از او پرسيدند ، انكار كردكه من نه دعوى خدائى مىكنم و نه