تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
غزل و چون اين غزل مزدوج است با غزل سابق قلمى مىشود :
آن كس كه به كفر مصدر آمد * مردود چهار دفتر آمد در حُمق بسان گاو فربه * در جهل چو دبّ اكبر آمد عجلًا جسداً له خوار * گه دابّهء مصغّر آمد گاهى فرعون وگاه شداد * گه ثانى بُخت نصّر آمد گه سالك راه دين فروشى * گاهى به ضلال رهبر آمد دعموص صفت بعون شيطان * در بحر غوا شنا ور آمد گه مقرض « 1 » رشتهء حقيقت * گه رهزن دين جعفر آمد گه نافى بارىء البراياست * گه قائل خالق شر آمد گاهى به معاد گشته كافر * گه منكر روز محشر آمد گاهى است مكذِّب رسالت * گه ماحى حكم حيدر آمد گاهى به يزيد كرده تحسين * كز كرب وبلا مظفّر آمد فاعل به اباحت است گاهى * مفعول به قلندر آمد گه مظهر كفر باطنى شد * گه مظهر شرك مضمر آمد از گفتن إنّنى انا اللَّه * كافر به خداى داور آمد در آتش قهر حق مخلّد * « مشتاق على » ابتر آمد
و چون اين غزل دلالت بر خلود ايشان به دار البوار دارد قلمى مىشود :
هامش
( 1 ) مُقرِض / ريز ريز كننده ، خُرد كننده .