تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
« مشتاق على » نگشته بالغ * آموخت به خلق دلبرى را
از حرف « دال » - كه دالّ است بر عظمت معبود مقتول - اين غزل رقم زدِ كلك بيان وتحرير مىگردد :
شيطان لعين مجسّم آمد * ابليس به شكل آدم آمد در بردن دين اهل خرقه * از روز ازل مصمّم آمد گه عابد « 1 » شمس وشيخ شبليست * گه تابع پور أدهم آمد يوحى است گهى وگاه افعى * گه عقرب وگاه ارقم آمد در خاك ديار مكر وتزوير * از جوشش فتنه چون يم آمد فرعون گهى وگاه هامان * در شركِ جلى مسلم آمد نمرود گهى وگاه شداد * با كفر ونفاق توأم آمد گه بولهب است وگاه بوجهل * گه غايط بول وگه دم آمد گاهى شرر است باغ دين را * گه برق رياض عالم آمد گاهى بت وگاه بت پرست است * گه ظالم وگاه اظلم آمد گه مطرب تار وگاه طنبور * گه با نى ناى همدم آمد در شهر ضلال وملك اضلال * بنياد متين محكم آمد شايانِ فريب وگاه لعنت * گه در خور هجو وگه ذم آمد مفعول گهى وگاه فاعل * گه تالى وگه مقدّم آمد بر محضر كفر وكيد وتلبيس * چون نقش نگينِ خاتم آمد در خانقهء عناد اسلام * گه مركز قطب اعظم آمد « مشتاق على » كه كشتن او * بر سينهء خلق مرهم آمد
هامش
( 1 ) الف : قائد .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 130 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )