و اظهار گفتن ديوان غزليّات كه مقاطع آن به نام مردود درگاه ربّ ودود كُودْكش مزابل يهود ، سر دفتر اهل نفاق ، نطفهء خبيث ابليس را اطلاق ، مرشد اهل ضلالت ، دليل راه اصحاب جهالت ، فروزينهء خاشاك روح اصحاب نار ، هيزمِ خوش سوزِ دار البوار ، مستحق شتم وطعن ، مستوجب نفرين ولعن ، ثانى اثنين فرعون وهامان ، در كار دين بردن مثمن ، ساز تابوت مسبع ، هفت تن صدر نشين حلقهء : ( انَّ الفُجَّارَ لَفِى جَحِيم ) « 1 » .
جرعه نوش ساغر ( غَسَّاق حَميمْ ) ، كليد ابواب وساوس ابليس ، بزرگ خانهء مكر وتلبيس ، تاجدار كلاه نمد بد طينتى ونفاق على مشتاق شده ساخته بودند ، للَّهالحمد كه مذهب ميرزا پا برجا نيست ، مرتبهاى به خدائى نور على وپيغمبرى وامامت وولايت او قائلاند ، ودفعهء ديگر مشتاق را نيز چنين مىدانند ، پس به مذهب خود كافر بودهاند چه جاى مذهب اسلام ، به هر صورت چون شرح نويسى غزليّات از قبيل :
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين بر سنگ
مىنمود ، به تضمين آن به مدلول : ( لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِى بَنُوا رَيْبَةً فِى قُلُوبِهِمْ الّا انْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ ) « 2 » پرداخته به نوك سنان استهزا ، وصخر شتم وسُخريّهء دل شكافى جناب ميرزا نمود كه بر اسرار نهفتهء آن مرشد اهل خرقه به زبان دشنهء دشنام مطلع گردد ، به تيشهء ستيزهء : ( ما هذِهِ التَماثِيلَ الَّتى أَنْتُمْ لَها عاكِفُونْ ) « 3 » بت شكن دل صلب سامى ، وبضرب بندقهء تفنگ تعريض وتوبيخ :
هامش
( 1 ) الانفطار ( 82 ) : 14 .
( 2 ) التوبه ( 9 ) : 110 .
( 3 ) الانبياء ( 21 ) : 52 .