تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
وصفرت قارورهء مزخرف طرازى استنباط ، مرض ضعف قلب وسستى بدن آن مرشد اهل ضلال مىشد . معلوم است كه به مضمون : الإناء يترشّح بما فيه ، شدّت مرض كفر وطغيان وسستى عقايد دين و ايمان كه در باطن اشتداد يافته به ظاهر سازى ورنج مرض « 1 » شقاق در بدن طارى گشته است ، به مدلول مثل مشهور :
اگر بينى كه نابينا وچاه است * اگر خاموش بنشينى گناه است
اشاره به معالجات آن مىگردد كه : بايد مدتى كافور دلسردى درويشان ، وگلاب اشك حسرت نشان ، و آب سيب پيروى اهل ايمان ، وصندل سفيد استغفار ، وصندل سرخ شمع افروزى در محفل تضرّع به آفريدگار ، بر روى سنگ اعتقاد به دستهء يقين سائيده ، در پيالهء توبه با يكديگر آميخته ، در هنگامى كه معدهء دين‌دارى از فضلات محبّت اهل بدعت پاك ساخته ، بر روى ركوب كتّان خوش طينتى اندوده ، بر روى دل اميدوارى به لطف بارى طلا نمايند ، و از صحبت اندوه افزاى اصحاب خرقه وارباب پشمينه پرهيز ومحترز بوده ؛ اين معجون نشاط گون را ساخته ، صبح وشام به انگشت شهادت به وحدانيت الهى برداشته ميل نمايند ، مرواريد غلطان ناسُفتهء اشك حسرت گاهى ويشب « 2 » صفاى دل از غبار گمراهى ، ومرجان اميدوارى به رحمت الهى ، وسعد كوفى ريشه محكمى ايمان به ملّت حضرت رسالت پناهى ؛ و گياه اذخر « 3 » اعتراف به گناه ، وزعفران رنگ زردى اظهار معاصى در
هامش
( 1 ) الف : مزمن . ( 2 ) يشب / نوعى سنگ ، معرب يشم . ( 3 ) اذخِر / گياهى است خوشبو وداروئى كه آن را « كوم » نامند .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 122 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )