تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
محبّان نوشند ، به فحواى : گفتا زكه ناليم كه از ماست كه بر ماست . از خود چه شكوه توان نمود ، وهم كيش را چه تعريض توان فرمود . لكن چون دل بر حال سراسر اختلال « سامى » بسيار سوخت به نداى ( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى اْلأرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيّارَا * انَّك إنْ تَذَرْهُمْ يُضِلّوا عِبَادَكَ وَلا يَلِدُوا الّا فاجراً كفّاراً ) « 1 » از درگاه امل بخش واهب العطايا مسألت نيستى فئهء باغيه نمود ، وملازمان نيز از خداى خود سؤآل فرمايند كه قطع نسل اين طايفه را بفرمايند . نظم
به خدايت بگو كه از قدرت * طرح ايجاد ديگر اندازد كشتى خواهش حريفان را * در يم خويش لنگر اندازد كان خود را دهد به باد كرم * از دل خلق غم براندازد پوست تختش ؛ به مجلسِ ارشاد * زير پاى قلندر اندازد
سفرهء چرم خود به بزم نشاط * پيش ترسا و كافر اندازد به جماعات مقتدا گردد * دامن حلم بر سر اندازد سر زلفش دهد به دست شبق « 2 » * تكيه بر دست شش پر اندازد هركه را از منى شود انگيز * بر درش از ادب سر اندازد طفل هركس برهنه تن باشد * كِسوت از لطف در بر اندازد قاطع النسل گردد از مرده * تخم خر از جهان براندازد
هامش
( 1 ) النوح ( 71 ) 26 27 ( 2 ) شبق شدت شهوت
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 117 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )