تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
و اگر از منادى مقصود حضرت امير المؤمنين عليه السلام است ، قبل از ذكر اسم خدا وتحميد بارى تعالى ، ونعت خاتم الأنبياء صلى الله عليه و آله لغو وبىمعنى خواهد بود و به دلايل مذكوره راه احتمال آن مسدود است ، پس به سبب ارتباط آن با عنوان ، وانضمام به ما بعد آن راجع به مكتوب اليه نادان - اعني خداى ملازمان - خواهد بود ، و اين نيز از قبيل نداء به بعير واستغاثهء به حمير در هنگام ركوب ومسير است ، چنان كه رودكى گفته :
اى شتر همّت خود بدرقه‌ام كن به شتاب * تا به سر منزل يارم برسانى به شتاب
به هر حال فضيلت ميرزا صاحب معلوم و كمال نادانى مفهوم گرديد ( العقلاء بكفره يحملون ، والسفهاء يقولون إنّه لمجنون ) . و ديگر اظهار درد وفراق و ذكر اشتياق كه نگاشتهء كِلك ابتهال وتضرّع به معبود خسران مآل نموده بود ، به مضمونِ : هو أقرب إلينا من حبل الوريد . مظهر سوء اعتقاد به معبود بىبنياد خود گشته ، معلوم است كه عشق ايشان مجازى است ، ومحبّت به بازى است ، ودوستى به حيله‌سازى ، و خواهر خوانده بازى است ، چراكه در اتّحاد دوستى محال ودورى عين ضلال است ، مذهب ملازمان بىپا وپابرجا نيست ( يَقُولُونَ بأَفواهِهِم ماليس فِى قُلُوبِهِم فويل للذين يعملون السيئات بجهالة ) « 1 » . و از استغاثه ودادخواهى به يا كاشف غمّ المغمومين ! - كه صورت نگار صحيفهء جهالت تضمين شده بود - كور باطنى ملازمان ظاهر ، و پاى رفتار سامى از جانب حق عاجز وقاصر مىنمود ، به مدلول صدق نزولِ ( لَيْسَ عَلَى
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) : 167 .