صفات عقليه وثبوت نعوت جهليهء خود به رأى العين نديده ، به سبب اظهار كاسه ليسى فئهء باغيه منصور وار بر دار ارتداد انگشت نما ، و به جهت اعترافش به پيروى ارباب كشف ؛ كَشَفوار « 1 » به كشيدن سنگ ملامت بر پشت قرين رنج وعنا ، شورهزار مزرع دلائلش ( قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوجاً وَلا أمَتاً ) « 2 » .
ودوحات رياض شواهدش با شجر بىثمر « طرفا » « 3 » همتا ، اشجار حروفش در مطبخ آتش افروزى چرخ سزاوار احتراق ، و گياه خشك مغز كلماتش ( مَثَلُ كَلَمَةٍ خَبِيثَةٍ ) « 4 » الآيه ؛ را مصداق ، صورت تركيباتش چون رخسار امردان موى معنى در آن نگنجيده ، و در پشت جملش غير از كاكل پريشانى نجنبيده .
از آهك وزرنيخ نافهمى نوره كشيده ، بىبنائى وگونهء صحيفهاش غازهپذير خون حيض رسوائى ، در نزد سخنآورى خانهگير منصوبهء حيل ، و بر تختهء اضلال فاردِ نقشهاى دغل ، اسب مطلبش در حصار لغويت به سان رخ شطرنج بسته ، واوراق معنى پذير آن چون اوراق گنجفه « 5 » شيرازه گسسته ، از شرح موافق اشارات كتابش جوهر مادّهء قابليّت ذاتش صورتپذير هيولاى الحاد ، و از اعراض اغراض فاسدهء زبانآورى مديحش مستدرجِ ( الَذِّينَ طَغَوْا
هامش
( 1 ) كَشَفْ / لاك پشت ( فرهنگ معين : 3 / 2987 ) .
( 2 ) طه ( 20 ) : 106 و 107 .
( 3 ) طرفا / گز ، نوعى گياه .
( 4 ) ابراهيم ( 14 ) : 26 .
( 5 ) گنجفه / يك نوع بازى كه با ورقهاى مخصوص انجام مىگيرد ( فرهنگ معين : 3 / 3406 ) .