لايح ، از ظل مخروط كرهء ارض عارى از طول و عرض مرامش ؛ كلاه نمد رسوائى بر سر ، و از در يوزهگردى باب درويشان خبائث نشان كشتى بىسر وپائى او آويزهء كمر .
تعريف افعال مدح آميز ، واقوال ندبه انگيز مقصور وممدود نعتش از تأكيد ذمّ مالا ينصرف ، وعطف بيان جمع تكسير نسق نظمش از صفت مشبّههء افعال ومفاعيل ناقصه ادّعاى الوهيت غير منحرف ، صرف معانى جهالت مبانى كلمه وكلامش لازم التعدّى ، از مثال صحيح ، و حروف اجوفِ نكات لفيفش تبيين هجو مليح ، موضوع اشكال اشاراتش معدولة المحمول معنى ، ونتايج قضاياى قياساتش غير معقول المبنى .
از سياق دفتر مدّعايش مفردهء معنى و من ذلك مفاد به ميزان اعتبار نرسيده ، و از حشو وزوائد جمع تمنّايش نظر محاسب خِرَد فرد مضمون وخلاصهء منطوقى نسنجيده ، از احوال خباثت سگالش دودهء تون سوزى وگلخن افروزى گرمابهء حلوليّت فروزان ، و از فحواى متون حالاتش آتشكدهء وحدت وجوديّت تابان .
از خم تحقيق حقيقت جز بادهء خمر خباثت ارتداد ظاهر نساخته ، و از خرقهء ارشاد غير از انكار وحدت الهى به لباس ديگر نپرداخته ، از پنجهء كفّ طريقت خاكى سواى گرد ضعف اعتقاد بر سر خامهء مطلب نپخته ، و از رنگآميزى مدّعيات باطله به غير از رنگ نيل سياهروئى بىدينى بر لوحهء نامه طرحى نريخته ، عجوزهء چهرهآراى منظوماتش در لباس فصاحت از فضاحت اظهار گوساله پرستى ذات البعل .
وزال ظاهر نماى منثوراتش با مفتريات مجوسى طابق النعل بالنعل ،
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص١٠٩