تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
اى كه گوئى بر يزيد وآل او لعنت مكن * زانكه شايد حق‌تعالى كرده‌باشد رحمتش آنچه بر آل نبى كرد او اگر بخشد خدا * هم ببخشايد ترا چون كرده باشى لعنتش
و بعضى از ظرفاى معاصران ، وكمّل فضلاى عظيم الشأن در مضمار سعادت آثار ، وهفوات كفر شعار اين عابد شيطان ، ومعبود ايشان - كه اين غزليات را گفته - تاخته ، وچنين گفته است : و خوش جواب نيكو ادا فرموده . ديباچه ، تا در سلسلهء وجود وحلقه هست « 1 » وبود ، لواى وحدت واجب الوجود وفيّاض الجود افراخته ، وقامت قابليت مجرّدات عقول ومفردات نفوس را مرشد ارادهء ازلى ومشيّت لم يزلى به كسوت نمود و برگ امكان محلّى ساخته ، افسر مصنوعات وتارك مخلوقات را به تاج تجلّىِ شهود آراسته ، قلندران بىپا و سر مرور ودهور را به كلاه چهار ترك فصول اربعه پيراسته . وچندان كه كمر درويش حيرت كيش ؛ روزگار را بشير قلّاب تمادى روز و شب بسته ، وعريان تنان هند ظلمت ليل به دستيارى كمند پر خم زلف شام به معراج وصال سحر رسيده ، سير وسلوك عالم نور صبح صادق ؛ قدرت مرشد كامل نمايند ، و از اشعهء انوار روز روشن به مراتب فنا ترقّى فرمايند ، وذرّات وجود در عرصهء شهود به ذكر چهار ضربِ تسبيحات اربعه به سماع آمده ، رقص كنان خود را از قفس هستى وكمند خودپرستى رهانيده ، در خانقاه نيستى بال گشايند .
هامش
( 1 ) ب ، ج : همّت .