تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

مذهب صوفيّه وعلت استشهاد بزرگان به كلمات آنان

سؤال : اگر گوينده گويد : هرگاه صوفيان بد باشند چرا بسيارى از فضلا و علماء اعيان اسلام و ايمان استشهاد واستدلال مىنمايند به بسيارى از كلمات ايشان ، مانند كلمات ابو حامد غزّالى سنى شافعى اشعرى صوفى ، كه در معراج خيالى عثمان را به هفتاد درجه بالاتر از على ديده ، وتجويز ننموده است لعن بر غير شيطان ؛ مگر به شرط آنكه بميرد يا مرده باشد بدون توبه وانابه وبازگشت و ايمان ، مگر آنكه باشد از رافضيان ، كه تجويز لعن بر او نموده است على التأييد بدون شرط وتقييد ، به دليل آنكه علم قطعى حاصل است بر اينكه رافضى از رفض برنمىگردد ، وتوفيق توبه نمىيابد تا بميرد « 1 » . وتشيّعش - چنان كه بعضى مىگويند - ثابت نيست ، وعدم ملاقات او با سيد مرتضى علم الهدى كه نسبت تشيّع او را بر دست او مىدهند ، ظاهر الكذب بلكه بديهى است . مانند كذب حكايت سقايتِ بايزيد بسطامى از براى حضرت صادق عليه السلام ووصولش به خدمت آن حضرت ، واستفادهء از او در آخر عمرش بعد از آنكه به خدمت جمعى كثير از مشايخ صوفيه رسيده بود « 2 » ، ومحتمل است كه سقّاى خانه جعفر كذّاب بوده ، و منشأ توهم مذكور انصراف اطلاق جعفر به صادق
هامش
( 1 ) احياء العلوم غزالى : 3 / 125 . ( 2 ) لازم به يادآورى است كه : بايزيد بسطامى هم عصر با احمد بن خضرويه ( م 240 ) وابوحفص ( م 264 ) ويحياى معاذ ( م 258 ) بوده ، وشقيق بلخى را ديده است كه متوفاى 174 مىباشد ، وفات او سال 261 ه بوده است ( نفحات الانس : 56 ، فضايح الصوفيه : 31 ) و حضرت امام صادق عليه السلام متوفاى 148 ه است ، كشف الغمة : 2 / 161 .