تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
فاعبدون ) « 1 » . وقول حلّاج : ( من اللَّه إلى فلان ) « 2 » و امثال آن . در « رياض الشعراء » در ترجمهء مسعود بيك بخارائى در مدح او گفته كه : در مطالب صوفيه صاحب تصانيف عاليه است ، مانند « ام‌الصفايح » وغيره ، وقبرش در دهلى است « 3 » . و در كتاب « مرآت العارفين » كه از تصانيف اوست گفته كه : اين ضعيف روزى همراه پير خود مىرفت ناگاه نظرش بر مجذوبى افتاد كه هرچه پيش او مىآمد ( هذا ربى ) مىگفت ، و به حسب شهود او را سجده مىكرد ، چون سر بر مىداشت مىگفت : ( اللهم انّي أعوذ بك من ان أشرك بك شيئاً ) ، با خود گفتم : اى عجب ! قولش اين وفعلش آن ؟ ! پير بر خاطر من مُشرِف شده فرمود كه : انكار بر حالش روا نيست كه جز حق نمىداند ونمىبيند . ونيز در كتاب مزبور در تعريف شيخ شبسترىِ مذكور در مدح او چنين گفته است : قدوهء واصلان ، وزبدهء عارفان ، مثنوىِ گلشن راز از اوست ، و همچنين رسالهء « شاهد نام » در شرح حال عاشق ومعشوق به نام يكى از اقرباى شيخ اسماعيل بُستى كه تعلّقى به او به هم رسانده نوشته ، بلكه در نظم « گلشن راز » مطمح نظرش او بوده ، جماعتى وى را از عشق آن جوان منع مىكردند ، در جوابشان اين رباعى را بيان فرمود :
جز آتش عشق در دلم سوز مباد * جز عارض آن شمعِ شب افروز مباد روزى كه دلم شاد نباشد به غمش * در گردش ايّام من آن روز مباد
هامش
( 1 ) مثنوى : 4 / 56 ، تذكرة الاولياء : 1 / 137 و 140 و 176 ، تحفة الاخيار : 163 - 169 . ( 2 ) تحفة الاخيار : 408 . ( 3 ) رياض الشعراء : 354 .