تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
شهر همواره مردم با فضل وعلم بوده والآن در آن سلسله جناب ميرزا أحمد نائب الصّدر وجناب ميرزا آقا بزرگ برادرش از جملهء فضلا وعلماء وجمعى ديگر در عرصهء وجودند . انتهى » وفي الفصل السّادس من الباب الخامس عند القول على الأبنية والعمارات والمزارات قال « يكى مزار مرحوم ملّامحسن فيض است كه مجملى از فضائل أو سابقاً مذكور آمد در خارج دروازه‌ى فين صحن سرائى وسيع وأموات محترمين را در جوار أو خاك مىسپارند واز أهل بلد وبلوك كاشان هركس را حاجت ومهمّى باشد نذر كنند كه چند شب جمعه بآن مكان شريف آمده فاتحه بخواند وچراغ روشن نمايد البتّه حاجت أو برآورده شود ومقضّى المرام گردد ومرقد ومضجع مرحوم حاج أمير عبد الواسع منزوى كه در ضمن شجرهء أنساب سادات منزوى ، مجملى از أحوال أو معروض شد در جنب شمالي صحن سراى آن شيخ شريعت وپير طريقت است . در اين مقام لازم گشت برخى از كرامات مرحوم فيض ومرحوم آقا مير مظفّر جدّ اعلاى همين حاجى ميرعبدالواسع مرقوم داردگويند وقتي دوتن از سالكان طريقت در قريهء « فين » كه يكفرسخى كاشان است شامگاهى بطرف شهر شتافتند چون به پشت دروازه رسيدند بسته ديدند بازگشته در مقبرهء مرحوم فيض ساكن شدند گرسنگى بر آنها غالب شد گفتند امشب را مهمان مرحوم فيض هستيم اگر في الواقع فيض فيّاض است ما را كفالت وكفايت خواهد نمود يكى گفت در اين سرما مرا نان وحلواى گرم هوس است وديگرى را نان وخاگينهء چرب وشيرين بر زبان گذشت مقارن اين حال آقا مير مظفّر منزوى كه مردى مرتاض وخداپرست بود كنيزك خود را فرمان داد كه قدرى حلوا وخاگينه طبخ داده با چند قرص نان تازه كه هنگام شام پخته‌اند
اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني — صفحة 199 | السيد ابو القاسم النقيبي