تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
از انتشار يافتن عرضه مىشد ، ايرادهاى آن ، بر طرف مىگرديد . نويسنده ، ضمن توضيح دو وصف اوثقيت و اثبتيت ، در بارهء وجه سوم ، آورده است : معناى اوثق و اثبت بودن راوى ، اين نيست كه او همهء فضايل موجود در معدودى از راويان حديث را داشته باشد . بنا بر اين ، از طريق احراز وثاقت و تثبيت كلينى ، نمىتوان وثاقت همهء راويان احاديث الكافى را اثبات نمود . دوم اين كه به فرض اگر ثابت شود جمعى از علماى ما ، جز از راويان ثقه ، روايتى را نقل يا ارسال نكرده‌اند ، گرچه براى آنان ، فضيلت محسوب مىشود ، امّا در اتّصاف آنان به وصف وثاقت ، تأثيرى ندارد و از راويان ضعيف ، حديث نقل كردن راوى ثقه ، وقتى كه اسامى آنان را مشخّص يا به واسطه نقل كند ، با وثاقت او منافات ندارد و نقل از ضعفا به واسطهء رايج بودن آن است . طولانى شدن تأليف الكافى ( بيست سال ) نيز ، گرچه با دقّت و ملاحظهء اسناد بوده ، ولى نمىتوانسته طورى عمل كند كه ديگر بررسى روايات كتاب او مورد نياز نباشد و از خطا و اشتباه ، منزّه باشد . « 1 » همچنين ، رضايت داشتن امامان معصوم به تأليف امثال الكافى ، دلالت نمىكند كه همهء روايات آنان ، بدون بررسى اسناد آنها مورد استناد ، واقع شود . « 2 » پاسخ وجه چهارم نيز قبلًا گذشت و گفته شد كه : اوّلًا دلالت عبارت كلينى نسبت به صحّت و حجيّت تمام روايات كتاب الكافى ، قاصر است و ثانياً از بعضى قراين و شواهد ، استفاده مىشود كه تمام روايات كتب اربعه ، به اعتقاد كلينى و ديگر مؤلّفان كتب اربعه ، صحيح نبوده است . ثالثاً به فرض اين كه دلالت كلام كلينى بر مدّعاى مزبور ، مسلّم گردد ، استناد آن به وثاقت راويان احاديث ، مسلّم نيست . پس دعوى صحّت و حجيّت تمام روايات كتاب الكافى ، از راه توثيق راويان احاديث اين كتاب ، ادّعايى بدون دليل است .
هامش
( 1 ) . كلّيات فى علم الرجال ، ص 367 . ( 2 ) . همان ، ص 373 .