عدّهاى از علماى شيعه ، تصريح نمودهاند كه علماى قديم ، اخبار محفوف به قرائن را صحيح و معتبر مىدانستند ، چنانچه شيخ طوسى و علّامهء مجلسى نيز به اين شيوه ، رفتار كردهاند . « 1 »
مجلسى اوّل ، پس از تقسيم خبر به متواتر ، محفوف به قرينه و خبر واحد مجرّد از قرينه ، دربارهء قِسم اخير ، معتقد است كه گروهى از علماى اخبارى ، همهء اقسام خبر واحد را قطعى الصدور و معتبر دانستهاند و جمعى از علماى شيعه نيز با استناد به ادلّهاى كه حجيّت ظن را نفى مىكند ، همهء اقسام آن را غير معتبر دانستهاند ؛ ليكن ظاهراً خبر واحد ، حجّيت و اعتبار دارد و به اقتضاى مفهوم آيهء نبأ ، مىتوان به خبر يك راوى غير فاسق ، بدون تحقيق و بررسى اسناد آن ، عمل كرد ؛ ليكن علماى متأخّر از علّامهء حلّى ، به سبب اين كه كتب اصحاب ائمه عليهم السلام و ديگر قراين در دسترس آنان نبوده است ، خبر واحد را به پنج قِسم ( صحيح ، حَسَن ، موثّق ، تابع اخسّ اوصاف رجال و ضعيف ) ، تقسيم كردهاند .
وى ، پس از توضيح هر يك ، گفته است :
نزد ما تنها خبرى ضعيف محسوب مىشود كه يكى از سلسله راويان آن ، فاسق بوده باشد و جز آن ، هر چه نزد علماى متأخّر ، ضعيف شمرده شده ، به عقيده ما از قبيل اخبار مجهول الحال است . « 2 »
ابن داوود نيز در الرجال خود ، مطابق مسلك قدماى شيعه رفتار نموده است ؛ زيرا او تنها اخبار راويان فاسق را رها كرده است .
آية اللَّه خويى مىگويد :
در مجلس درس استادم آية اللَّه شيخ محمّدحسين نايينى ، از ايشان شنيدم كه مىگفت : ايراد كردن در اسناد روايات الكافى ، كار شخص ناتوان و
هامش
( 1 ) . حدائق الناضرة ، ص 14 - 23 .
( 2 ) . لوامع صاحبقرانى ، ص 84 .