صحيح به اصطلاح قدما و متأخّران ، دعوى صحّت و حجيّت تمام روايات كتب اربعه را از راه توثيق راويان احاديث اين كتب ، دنبال نموده و مدّعاى خود در مورد اخبار الكافى را با چهار وجه زير ، مورد استدلال قرار داده است :
1 . اقتضاى توصيف و تعريف محقّقان از الكافى ، صحّت و حجّيت همهء اخبار اين كتاب است ؛
2 . كلينى ، در عصر نوّاب خاصّ امام زمان عليه السلام مىزيسته و استعلام وضع روايات الكافى ، براى او ممكن بوده است ؛
3 . اقتضاى توصيف علماى بزرگ از كلينى ، صحيح بودن اخبار الكافى است ؛
4 . اقتضاى شهادت كلينى بر صحّت اخبار ، صحيح بودن همهء احاديث الكافى است . « 1 » نويسنده ، در پاسخ وجه اوّل ، آورده است : « از توصيفات ، استفاده مىشود كه الكافى ، در حدّ خود ، صلاحيت دارد مرجع احكام دين باشد ، نه اين كه همهء روايات آن ، صحيح باشد و بى نياز از بررسى رجال احاديث آن باشيم ، و كتابى هم وجود ندارد كه بدون بررسى اسناد آن ، مورد استفاده قرار گيرد » .
پاسخ وجه دوم نيز قبلًا بيان شد و اين جا اين گفتهء نجاشى را افزوده است كه :
كلينى ، در زمان خود ، در رى ، شيخِ طايفهء اماميّه و معروفترين عالم آنان بوده است . « 2 »
نويسنده ، مىگويد كه اين عبارت ، صراحت دارد كه كلينى ، در شهر رى زندگى مىكرد و الكافى را در آن جا نوشته است . او در اواخر عمرش به بغداد رفته است و بعيد است قبل از انتقال به بغداد ، نسخههاى الكافى منتشر نشود و در اين صورت ، عرضه كردن الكافى به نمايندگان امام زمان عليه السلام ، فايدهاى نخواهد داشت ؛ زيرا اگر قبل
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 532 ، 534 ، 538 و 541 .
( 2 ) . رجال النجاشى ، ص 226 .