نازلتر و ضعيفتر آن و در چند روايت نيز منظور از عقل ، نفس انسانى و مراحل رشد عقل نظرى است .
از نظر ملّا صدرا ، مرحلهء نهايى حقيقت عقل ، در وجود پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله متجلّى گرديده است كه اهل عرفان ، آن را « حقيقت محمّديه » مىگويند و جهات و حيثيّات گوناگونى را داراست و بر اين اساس ، نامهاى مختلفى ، همچون : قلم ، روح و نور ، بر آن نهاده شده است .
ملّا صدرا همچنين معتقد است همهء رواياتى كه در آنها به اوّلين مخلوق خداوند ، اشاره شده است ، به يك حقيقت اشاره دارند ، با اين تفاوت كه هر يك به صفتى از اوصاف آن حقيقت پرداختهاند .
خلاصهء مطالب پاياننامه و جمعبندى آن
عقل ، در لغت ، به معناى « حبس » ، « منع » و « جمع » است و علّت اطلاق آن بر عقل انسانى ، آن است كه عقل ، موجب حفاظت انسان از افتادن در مهالك و مانع از انجام گرفتن معاصى توسّط اوست . واژههاى مترادف عقل ، عبارتاند از : لُبّ ، فهم ، قلب ، نُهيه ، حِجر ، حِجى ، حِلم ، كياست ، كه همگى به نوعى به عقل انسانى و نيروى درك وى اشاره دارند . الفاظ متضادّ عقل نيز عبارتاند از : جهل ، سفاهت و جنون كه به نبودِ نيروى تفكّر و درك در آدمى اشاره دارند .
در ميان دانشمندان علوم مختلف ، عقل ، بيش از 26 اصطلاح دارد . از جمله در علم كلام كه به مشهورات ، عقل گويند و در علم اخلاق هم مَلَكات و فضايل انسانى ، عقل شمرده مىشوند . در فلسفه نيز سخن از چند نوع عقل به ميان مىآيد ، مانند :
عقل نظرى ، عقل عملى و عقلِ اوّل يا عقل مجرّد .
در مورد اصطلاح قرآنى عقل ، مىتوان معناى علمِ نافع هدايتگر را در نظر گرفت ؛ امّا بحث عقل در روايات ، از جمله مباحث مناقشه برانگيز نزد عالمان اسلامى بوده