گفتگوى ميان عقل و خداوند ، در آنها بيان شده است .
ملّا صدرا ، در تفسير اين روايات ، به نكاتى چون : مادّهء اوّليهء عقل ، امر و نهى عقل از جانب خداوند ، مراحل رشد عقل ، رابطهء عقل و جهل و . . . پرداخته است . وى در شرح روايت اوّل مىگويد :
إنّ هذا العقل أوّل المخلوقات و أقرب المجعولات إلى الحق ؛ « 1 »
اين عقل ، اوّلين مخلوق و نزديكترين مجعول به حقّ است .
و در تفسير روايت چهاردهم مىگويد : اين عقلى كه در روايت ، در مقابل جهل آمده ، تنها يك صورت علميهء عرضيهء مطابق با واقع نيست ؛ بلكه عقل و جهل در اين روايت ، از جمله موجودات عينىاند كه يكى ، وجود عقل صِرف است و ديگرى ، وجود نفسانى و وهمى صِرف .
در يك جمعبندى كلّى از مجموع ديدگاههاى ملّا صدرا دربارهء معناى عقل در روايت كتاب العقل و الجهل ، مىتوان گفت : وى ، عقلى را كه در روايات ، از آنها به عنوان هديهء الهى تعبير شده ، عقل فطرى دانسته است و رواياتى را كه عقل در آنها ملاك ثواب و عِقاب معرّفى شده ، به عقل نظرى تفسير كرده است و در چند مورد نيز عقل در روايات را قوّهء استدلال عقلى و منطقى دانسته است . به طور كلّى ، وى روايت هشام و رواياتى را كه در توصيف احوال و افعال عاقلان است ، مرحلهء رشديافتهء عقل نظرى تفسير كرده و در چند روايت نيز عقل را عقل عملى و اخلاقى توصيف نموده است . همچنين ، در مواردى عقل را مجموعِ عقل عملى و نظرى مىداند و در چهار حديث نيز عقل را به معناى موجود مجرّد و عقل اوّل - كه اوّلين مخلوق ، واسطهء فيض و علّت خلق موجودات ديگر است - ، توصيف نموده است . ملّا صدرا ، در همهء اين موارد ، عقل را همراه استكمال و رشد عملى و اخلاقى نفس مىداند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 216 .