است ؛ زيرا بسيارى از عالمان اهل سنّت ، اصولًا روايات مربوط به عقل و بويژه رواياتى كه در آنها لفظ عقل به كار رفته است ، جعلى و ساختگى دانستهاند كه اين ديدگاه باطل آنان ، ناشى از تعصّب كوركورانه و تأكيد بيش از حد بر نقل و نقلگرايى است .
بر خلاف عالمان اهل سنّت ، دانشمندان شيعى ، عموماً نسبت به روايات مربوط به عقل ، ديدگاه مثبتى دارند ؛ امّا بر سرِ مواردى با يكديگر اختلاف دارند ، از جمله اين كه احاديث مربوط به اوّلين مخلوق بودن عقل ، نزد برخى ، مورد قبول واقع نشده و يا به گونهاى توجيه شده است .
همچنين ، دربارهء ماهيت عقل مورد بحث در روايات ، اختلافاتى در ميان آنها وجود دارد . از اين رو ، براى تبيين معناى عقل در روايات ، ابتدا دو گونه عقل مطرح در روايات را مورد بررسى قرار دادهايم : يكى ، « عقل روحانى » كه به عنوان برترين و اوّلين مخلوق ، در روايت « جنود عقل و جهل » ، بدان اشاره شده است و برخى شارحان اصول الكافى ، آن را موجود مجرّدى دانستهاند كه واسطهء آفرينش ديگر موجودات است و مدبّر امور آنهاست . گونهء ديگر ، « عقل انسانى » است كه در روايات ، دو بُعد عملى و نظرى آن ، مورد نظر بوده است . در بُعد نظرى ، امورى چون : تفكّر ، تعلّم و تذكّر ، براى رسيدن به معرفت به آن ، نسبت داده شده و نتيجهء كار آن ، شناخت خدا ، شناخت خوب و بد ، شناخت حجّت خدا ، و شناخت راه و روش زندگى است .
در بُعد عملى نيز عقل با ايجاد شناخت نسبت به امور اخلاقىاى همچون :
تواضع ، زُهد ، بىرغبتى به دنيا ، بخشش ، صداقت ، حيا و . . . و امور عبادى ، در انسان ، شوق و رغبت به عمل ايجاد مىكند . در بُعد اخلاقى ، عقل ، از راههايى همچون : تفكّر و استدلال نسبت به دنيا و آخرت ، موجب حصول معرفت و در نتيجه ، حصول صفات و مَلَكات نفسانى براى انسان خواهد شد و هر چه معرفتِ صاحب عقل ، بيشتر گردد ، اخلاق او نيز بهتر مىگردد . در امور عبادى نيز عقل با ارائهء شناخت ،
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٥٧٠