خويش است . « 1 » او اين موارد را از فعّاليّتهاى عقل نظرى برشمرده است .
در تفسير روايت سى و يكم از روايات كتاب العقل و الجهل كه عُجب و خودپسندى ، نشانهء ضعف عقل معرّفى شده ، ملّا صدرا ، ضعفِ عقل را به ضعف خودشناسى تفسير مىكند و خودشناسى و بصيرت را از ثمرات عقل نظرى بر مىشمارد .
از نظر اين شارح اصول الكافى ، عقل - كه در روايت چهاردهم به عنوان وسيلهاى براى استخراج و كشف حكمت ، از آن ياد شده - ، همان عقل نظرى است ؛ زيرا كشف اسرار و حكمتهاى الهى ، در پرتو فعّاليتهاى عقل نظرى صورت مىپذيرد و نفس انسان ، با درك اين معارف ، كامل مىشود و از قوّه به فعليّت مىرسد .
ملّا صدرا ، در شرح دو روايت هفتم و هشتم ، مراد از عقل را شناخت و معرفت دانسته و تصريح كرده كه معرفت و شناخت ، جوهره و اساس اعمال و عبادات هستند . از اين رو ، وى كمارزش بودن اعمال عابد بنىاسرائيل را - كه داستانش در روايت هشتم آمده - به علّت كممعرفتى و نبودِ شناخت مىداند .
وى ، همچنين ، سلب ايمان و عقيدهء راسخ در مسئلهء ولايت از برخى دوستداران ائمه عليهم السلام را - كه در روايت پنجم بدان اشاره شده است - ، به علّت كمىِ معرفت و شناخت مىداند و نبودِ استوارى در امر ولايت را نشانهء كمبود معرفت به دليل قصور قوّهء ادراك آنان از فهم حقايق ، دانسته است . « 2 » در تفسير روايت پانزدهم نيز ، عقل از نظر ملّا صدرا ، معرفت دانسته شده و دليل اين را كه پيامبر خدا ، هيچ گاه به حقيقت عقل خويش با مردم سخن نگفته است ، در اين دانسته كه ايشان ، داراى معارف و معقولات متعالى بودهاند و مردم ، از درك معانى اين اسرار ، محروماند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 569 .
( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 232 .