معرفت در شئون مختلف مىگردد و اين علم و معرفت ، عمل را با خود به همراه دارد .
پس عقل ، هم فاعل كاركردهاى نظرى ، يعنى علم و معرفت است ، و هم فاعل كاركردهاى عملى كه شامل عبادات جوارحى و جوانحى و افعال نيك اخلاقى است كه در برخى ، مستقيماً عمل مىكند و در برخى ، ايجاد معرفت و شوق مىكند .
فصل پنجم : مفهوم عقل در كتاب العقل و الجهل « الكافى » از نگاه ملّا صدرا
يكى از بهترين شرحهايى كه بر اصول الكافى نوشته شده ، شرح مرحوم ملّا صدراست . ويژگى مهم اين شرح ، دارا بودن نگرش فلسفى در شرح روايات است ؛ زيرا ملّا صدرا ، خود به عنوان بنيانگذار مكتب « حكمت متعاليه » ، سعى كرده تا در شرح روايات ، با استفاده از آنها ، دلايلى بر نظريات فلسفى خود ، ارائه كند .
از ديگر ويژگىهاى اين شرح ، تفسير جامع مفردات روايى است كه حجم قابل توجّهى از مطالب كتاب را به خود ، اختصاص داده است .
البته موضوع تحقيق در اين جا ، بررسى جايگاه و مفهوم عقل در نظر ملّا صدراست كه در سه بخش ، بدانها مىپردازيم :
بخش اوّل ، معانى كلّى و اوّليهء عقل نزد ملّا صدرا
ملّا صدرا ، در ذيل شرح خود بر سومين روايت كتاب العقل و الجهل ، شش معنا براى عقل ذكر كرده است كه عبارتاند از :
معناى اوّل . عقل ، به معناى جزئى از نفس انسانى و مشترك در همهء انسانهاست كه جداكنندهء وى از ديگر حيوانات است . اين نيرو ، « عقل فطرى » ناميده مىشود .
معناى دوم ، عقل مورد بحث در كتاب ، نفس فلسفه است كه همان مراتب عقل فطرى است و شامل عقل هيولايى ، عقل بالمَلَكه ، عقل بِالفعل و عقل مُستفاد مىشود .