را پذيرفتهاند و روايات مربوط به عقل را جعلى نمىدانند ، امّا در مواردى با هم اختلاف دارند كه ذيلًا بدانها مىپردازيم :
الف . تجرّد عقل و مخلوق بودن آن
مرحوم مجلسى كه از جمله متكلّمان محدّث شيعى به حساب مىآيد ، وجود احاديث مبنى بر مخلوقِ اوّل بودن عقل را انكار كرده و اين گونه احاديث را به اهل سنّت ، منتسب كرده است . اين ديدگاه مرحوم مجلسى ، به نوع جهانبينى وى باز مىگردد ؛ زيرا ايشان معتقد است كه موجود مجرّدى به غير از خداوند ، وجود ندارد و تمام خلقت ، به قدرت مستقيم خداوند ، صورت يافته است . بنا بر اين ، وجود عقلِ اوّل را كه مخلوقات ، از آن خلق شده باشند ، نمىپذيرد . البته وى براى تبرئهء فلاسفهء مسلمان از مخالف بودن با اسلام ، ديدگاه آنان دربارهء عقل اوّل را توجيه مىكند . « 1 »
البته اين ديدگاه مرحوم مجلسى ، توسّط علّامه طباطبايى - كه از جملهء فلاسفه به شمار مىآيد - ، مورد نقد قرار گرفته و ايشان ، با تمسّك به خود سخنان مجلسى رحمه الله ديدگاه نفى مجرّدات را ابطال كرده است . « 2 »
ب . اختلاف در تفسير احاديث مربوط به عقل
مهمترين اين اختلافات ، در معنا و مفهوم عقل است و هر يك از دانشمندان اسلامى ، به فرا خور گرايش علمى خود ، در اين باره ديدگاهى را ارائه كردهاند . براى نمونه ، برخى عقل مورد نظر روايات را نيروى درك كنندهاى دانستهاند كه خير و شر را نيز درك مىكند . برخى ديگر ، آن را مَلَكهاى كه انسان را به سوى كار خير سوق مىدهد ، تفسير كردهاند . عدّهاى نيز عقل در روايات را به معناى علم سودمند دانستهاند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مرآة العقول ، ج 1 ، ص 27 .
( 2 ) . ر . ك : بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 104 ( حواشى علّامه طباطبايى ) .