الف . مفهوم عقل روحانى در روايات
در مجموع روايات سى و شش گانهء « كتاب العقل و الجهل » اصول الكافى ، چهار روايت ، « 1 » به عقلى كه ما بدان « عقل روحانى » مىگوييم ، پرداختهاند كه خلاصهء آنچه در اين چهار روايت آمده ، چنين است : اين عقل ، اوّلين آفريده از مخلوقات روحانى است كه از نور الهى آفريده شده و در سمت راست عرش ، جاى گرفته است .
خداوند ، پس از خلق اين عقل ، قدرت نطق به او عطا كرد و دستور داد كه پيش آيد و او اطاعت كرد . پس به او امر كرد كه باز گردد و او نيز برگشت . در نتيجهء اين فرمانبُردارى ، او محبوبترين خلق خداوند گرديد و مورد لطف و عنايت الهى قرار گرفت .
بعد از اين كه خلقت عقل ، پايان پذيرفت ، خداوند ، جهل را از درياى ظلمت آفريد و به او دستور داد تا بر گردد و او برگشت . سپس به وى فرمان داد تا پيش آيد ؛ امّا او سرپيچى كرد . به همين سبب ، از رحمت الهى دور شد و مورد غضب خداوند ، قرار گرفت .
عقل ، به واسطهء محبوبيت ، داراى لشكريانى گرديد تا او را در اطاعت از فرامين الهى ، يارى دهند و از ثواب ، بهرهمندش سازند . جهل ، با ديدن اين لطف الهى ، به عقل كينه ورزيد و از خداوند خواست تا براى وى نيز سپاهى قرار دهد . خداوند نيز اضدادِ آنچه به عقل داده بود ، به وى داد و وى را از رحمت خويش ، دور ساخت .
اين مضامين كه برگرفته از روايت يكم ، چهاردهم ، بيست و ششم و سى و دوم كتاب العقل و جهل اصول الكافى است ، نكات مبهم فراوانى را در بر دارند . از جمله اين كه منظور از استنطاق و به سخن در آوردن عقل چيست ؟ و خلقت عقل از نور الهى ، به چه معناست ؟ « روحانيين » كه عقل از جملهء آنهاست ، كداماند و چه
هامش
( 1 ) . همان ، ح 1 و 14 و 26 و 32 .