تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
امّا وجه اشتراك تمام معانى گفته شده براى عقل ، در اين است كه همهء آنها در اين كه عقل ، نه جسم است ، نه جسمانى ، و نه صفت براى جسم ، مشترك‌اند و اين اشتراك ، مىتواند همهء آنها را موضوع يك علم قرار دهد ، همان گونه كه ملّاصدرا به آن ، اذعان كرده است . « 1 »

بخش سوم : مفهوم عقل در قرآن كريم

مشتقّات واژهء عقل ، 49 بار در قرآن به كار گرفته شده است . از اين رو ، با اين كه موضوع اين نوشته ، بحث تفصيلى در باب مفهوم عقل در قرآن نيست ، به عنوان مقدّمه‌اى بر شناخت عقل در روايات ، اشاره‌اى به معناى عقل در قرآن مىكنيم . در برخى آيات قرآن ، عقل ، دعوت به تفكّر و تدبير شده و گاه ، به استفاده از عقل براى تذكّر و عبرت‌آموزى سفارش شده است و در آياتى ديگر ، عقل ، مقدّمهء شناخت آيات الهى دانسته شده است . از اين رو ، بعضى گمان كرده‌اند كه عقل مورد نظر قرآن ، عقل نظرى است . از سوى ديگر ، برخى با استدلال به اين كه برخى آيات قرآن ، عقل را درك كنندهء خير و شر معرّفى كرده‌اند ، عقل مورد نظر قرآن را عقل فطرى قلمداد كرده‌اند ؛ امّا از آن جا كه قرآن ، وظايف گوناگونى نظير : تفكّر ، تأمّل ، عبرت‌آموزى ، و تشخيص كارهاى خوب و بد را براى عقل برشمرده است ، مىتوان گفت كه عقل مورد نظر آيات قرآن ، هم عقل نظرى است ، و هم عقل عملى . به عبارت ديگر ، عقل مورد نظر قرآن ، علم نافع و هدايتگر به سوى عمل صالح و قرب الهى است ، خواه اين علم و هدايت ، از راه تفكّر باشد و خواه از راهى ديگر .
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ملّاصدرا ج 1 ، ص 239 .