به ميان آمده است . به همين خاطر ، اصطلاحات گوناگونى در علوم مختلف براى عقل ايجاد شده است . براى سهولت بررسى اين اصطلاحات ، در دو بخش : « عقل انسانى » و « عقل مجرّد » ، اين موضوع را دنبال مىكنيم :
1 . عقل انسانى . به جوهر بسيط كه قابليت درك صور اشيا و معانى آنها را دارد ، عقلِ انسانى گفته مىشود و مهمترين بحث دربارهء آن ، در كتاب نفس فلسفه ، مطرح شده است و در آن جا ، عقل به « نظرى » و « عملى » تقسيم شده و تفاسير گوناگونى از آنها صورت گرفته است ، از جمله اين كه عقل عملى ، از نوعِ فعل و عمل است ، و عقل نظرى ، مُدرك تمام مُدركات است ؛ يعنى عقل عملى ، ميل و اراده به انجام دادن فعل را دارد « 1 » و عقل نظرى ، مُدركات را درك مىكند . « 2 » نيز گفتهاند : عقل نظرى ، نيرويى است كه امور نظرى و كلّى را درك مىكند ، و عقل عملى ، امور مربوط به عمل را . « 3 » بنا بر اين ، وظايف عقل نظرى ، استدلال و استنباط ، ادراك كلّيات ، و تطبيق مفهوم بر مصداق است و وظايف عقل عملى ، تهذيب ظاهر و باطن ، بازسازى نفس و توكّل بر خداوند است .
عقل نظرى را داراى چهار مرتبه : عقل هيولايى ، عقل بِالمَلَكه ، عقل بالفعل و عقل مُستفاد دانستهاند و در تعريف آنها گفتهاند : عقل هيولايى ، اوّلين مرتبه از عقل نظرى است و آن ، نيرويى در نفس است كه استعداد پذيرش ماهيات و اشياى كلّيه را دارد و هيچ گونه فعليتى ندارد . « 4 » عقل بِالمَلَكه ، كامل شدهء عقل هيولايى است كه قضاياى ضرورى را تصديق مىكند « 5 » و عقل بِالفعل ، با تكيه به صُوَر و معلومات خود ، هر وقت كه بخواهد ، آنها را احضار كرده ، از آنها استفاده مىكند و عقل مُستفاد ، با اتّصال
هامش
( 1 ) . التحصيل ، ص 789 و 790 .
( 2 ) . الحدود ، غزالى ، ص 283 .
( 3 ) . شرح اصول الكافى ، ملّا صدرا ، مقدّمهء على عابدى شاهرودى ، ص 30 .
( 4 ) . الحدود الفلسفية ، ص 209 .
( 5 ) . همان ، ص 283 .