تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
دانسته كه به الهام الهى ( يعنى افكندن در دل‌ها ) حاصل مىشود و منشأ آن علم ، اين الهامات است . پس به حكم اين آيات ، تمامى علومى كه براى انسان حاصل مىشود ، همه و همه ، به هدايت الهى است و اختلافاتى كه هست به حسب نوع آن علوم است . « 1 » علم به هر طريقى ( حس ، فكر و الهام ) به دست آيد ، نشانهء وجود قوّهء عمل و ادراك در انسان است .

3 . حيا

يكى از ثمرات خردمندى را بايد « حيا » دانست . عقل و نقل ، بر اين مطلب گواه‌اند . از امير مؤمنان عليه السلام روايت است كه فرمود : جبرئيل بر آدم نازل شد و گفت : « اى آدم ! من دستور دارم كه تو را در برگزيدن يكى از سه چيز ، مخيّر سازم . پس يكى را انتخاب كن و دو تا را رها كن » . حضرت آدم به او گفت : « آن سه چيستند ؟ » . گفت : « عقل و حيا و دين » . آدم گفت : « عقل را برگزيدم » . جبرئيل به حيا و دين گفت : « برگرديد و آدم را رها كنيد » . پس آن دو گفتند : « اى جبرئيل ! ما دستور داريم هر جا كه عقل باشد ، با او باشيم » . جبرئيل گفت : « خود دانيد ! » و بالا رفت . « 2 » امّا برهان عقلى ، اين گونه بيان مىشود : در انسان ، سه نيرو وجود دارد : 1 . نيرويى كه با آن ، حقايق ادراك مىشود و « عقل » ناميده مىشود ؛ 2 . نيرويى كه با آن ، از آنچه كه برقلب وارد مىشود ، اثر پذير مىگردد يا انفعال قلب از آنچه كه بر آن وارد مىشود كه « حيا » نام دارد ؛ 3 . نيرويى كه انسان با آن ، توانايى بر انجام دادن طاعات و ترك كارهاى زشت مىيابد و به نام « دين » است و به خود عمل نيك و ترك بدىها نيز دين اطلاق مىشود .
هامش
( 1 ) . ترجمهء الميزان ، ج 5 ، ص 507 - 508 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 2 .