افزونتر باشد ، نيكوتر و بهتر است .
امّا اعتدال قوّهء غضب ، در اين است كه غضب كردن يا خوددارى از آن ، به دستور شرع و اشارهء حكمت باشد ؛ يعنى در مواردى كه شرع اجازه داده و جايز دانسته غضب كند . امّا اعتدال قوّهء شهوت نيز در اين است كه فعل آن ، به اشارهء عقل و شرع باشد . و امّا قوّهء عدل ، كار او ضبط و نگهدارى قواى سه گانه و آوردنشان تحت اشارهء دين و عقل است . پس براى هر يك از اين قوا ، يك حالت ميانه و دو حالت افراط و تفريط است و ميانه بودن بين دو طرف ، به منزلهء خالى بودن از هر دو است . . . و امّا از اعتدال قوّهء ادراك ، حسن عدل ( عدالت نيكو ) و تدبير ( ادارهء امور ) و نيكانديشى و نيكنظرى و دانايى و پى بردن به دقايق اعمال و پنهانىهاى آفات و مضرّات نفس حاصل مىآيد . و ليكن ، از افراط اين قوّه ، جُربزه و مكر و فريب و حيله و گمراهى و شيطنت - كه رئيس تمامى شرور و بدىهاست - پديد مىآيد و از تفريط در آن ، كودنى و حماقت و نادانى و سرگشتى و فريفتگى ، به دست مىآيد .
امّا از اعتدال قوّهء غضب ، تعبير به « شجاعت » مىشود و اگر به سمت افراط برود ، « تهوّر » ( بىپروايى ) ناميده مىشود كه از آن ، لاف زدن و گردنكشى و ياغيگرى و نخوت و خودبينى و . . . ايجاد مىشود و اگر به تفريط تمايل يابد ، « جُبن » ناميده مىشود و از آن ، ترس و خوارى و رسوايى و بىغيرتى و ضعف ناموسپرستى نسبت به فرزند و خانواده و خودكمبينى ، پديد مىآيد .
از شجاعت ( حالت اعتدال ) ، بخشش و خوشقلبى و شكيبايى و پايدارى و فرو بردن خشم و در گذشتن از گناه مردمان و سنگينى و شكوه و متانت حاصل مىشود .
امّا از اعتدال قوّهء شهوت - كه عفّت ( پارسايى ) ناميده مىشود - ، بخشش و جوانمردى و حيا و صبر و مدارا و قناعت و زهد و خشنودى به قضا و توكّل پديد مىآيد و افراط آن ، شره ( آزمندى ) است كه منجر به آز و حرص و بىشرمى و دوستىِ دنيا و ظاهرسازى و بيمناكى مىشود و از تفريط در
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 508
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٥٠٨