اصل اشتباه ، از آن جا سرچشمه مىگيرد كه هر دو ، در انديشيدن و سرعت تعقّل در امور و قضايايى كه مبادى آرا و اعتقادات است ( يعنى در آنچه كه اگر بخواهيم آنها را برگزينيم و يا رها نماييم ) مشتركاند ، خواه دربارهء خير و آينده باشد و يا دربارهء شر و حال ( يعنى پيروى از هواى نفس ، نه قوّهء تعقل ) و آنچه از تعقّلات و حركات فكرىاى كه تعلّق به دنيا دارد ، خالى از زيادهروى و كوتاهى و كجروى و شتاب نيست . و اينها همه از افعال شياطين و پيروان طاغوت است ( همان عقل معاش صرف ) و امّا آنچه كه از بندگان حقيقىِ خدا صادر مىشود ، تعلّق به امور دين و عرفان دارد و به نحو اطمينان و آرامش و استوارى و پايدارى است . « 1 »
در ادامه ، ملّاصدرا صريحاً بيان مىكند كه جهل و كودنى ( جهل به معناى نادانى و بلاهت ، نه به معناى ادراك شىء بر خلاف آنچه كه هست ) ، بهتر است از اين زيركى موذيانه و نكرا ؛ زيرا گفتهاند كه بلاهت ، به رهايى و خلاصْ نزديكتر است ، مثل كسى كه عقل فطرى و غريزى ندارد ، تكليف هم از او برداشته مىشود و عذاب و عقابى برايش نيست .
آنچه در پايان اين مبحث مىتوان گفت اين است كه عقل ، به هر يك از اقسام ياد شده ، فرض شود ، نيرويى است كه در بشر قرار داده شده براى ادراك و شناخت آنچه كه از امور و مسائل ( اعم از دنيوى و اخروى ) به او مربوط مىشود و در صورتى كه با عنايت و لطف الهى ، در مسير درست و منطقى قرار گيرد ، مىتواند زمينهء خوشبختى را ، هم در دنيا و هم در آخرت براى انسان مهيّا سازد .
آثار عقل
اگر بگوييم آنچه از علم و عدل و احسان در دنيا ظهور پيدا كرده ، از ثمرات عقل است ، گزاف نگفتهايم . امام صادق عليه السلام در حديث معروف « جنود عقل و جهل » ، 75 ويژگى را
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ص 166 .