آن است - ، عبارت است از : وجود تمامى معلومات و يا بخش بزرگتر آن در ذات واحد به گونهء اجمال و . . . . « 1 »
حديث ديگرى كه به صراحت ، درجاتى را براى عقل غريزى بيان مىدارد ، از اسحاق بن عمّار روايت شده كه مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه نزد شخصى مىروم و بعضى از سخنم را مىگويم . او تمام مقصود مرا مىفهمد ، و نزد فرد ديگرى مىروم و تمام سخنم را به او مىگويم ، او طبق گفتهء من جواب مىدهد ، و نزد شخص ديگرى مىروم و سخنم را مىگويم ، مىگويد : دوباره بگو ! امام عليه السلام فرمود : « اى اسحاق ! مىدانى چرا چنين است ؟ » . گفتم : نه . فرمود :
آن كه بعض سخنت را به او مىگويى و او تمام سخنت را مىفهمد ، كسى است كه نطفهاش با عقل سرشته شده ؛ آن كس كه پس از تمام شدن سخنت جوابت مىدهد بر طبق سخنت ، كسى است كه عقلش در شكم مادرش با او آميخته ؛ و آن كه چون با اوسخن مىگويى ، مىگويد : دوباره بگو ، كسى است كه پس از بزرگ شدن ، عقلش با او آميخته شده و مىگويد : دوباره بگو . « 2 »
ملّاصدرا در شرح اين حديث مىنويسد :
امام عليه السلام به اصل تفاوت نفوس در فهمْ اشاره كرده كه آن به واسطهء تفاوتشان در جوهر ، از جهت شرف و پستى و تابناكى و تاريكى است ، و تفاوتشان در جوهر ، به واسطهء تفاوتشان در نطفهها و مواد است . از اين روى ، بعضى از نفوس هستند كه مادهء بدنشان از همان هنگام كه نطفه هستند ، با اثر نور عقلْ سرشته و آميخته مىشود . اين نفس ، در مرتبهء بالاى از قبول و پذيرش قرار دارد . بعضى ديگر ، مادهاش به اثر عقلش هنگامى كه در شكم مادرش است ، آميخته مىشود . اين نفس ، در مرتبهء وسط قرار دارد . و بعض ديگر ، اثر عقلْ هنگام تولّد بدنش با او آميخته مىشود . لذا نفسش در درجهء پايين قرار
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ص 284 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 27 .