مراد حضرت در اين حديث ، همين عقل طبيعى و فطرى است .
عقل ، در كلام امام على عليه السلام اين گونه است :
عقل دو عقل است : يكى مطبوع و نقش در طبيعت انسان و ديگرى مسموع ( به دست آمده ) . اگر عقلِ مطبوع نباشد ، عقل مسموع ، بهره و ارزشى ندارد ، همچنان كه نور خورشيد ، به كسى كه نور بينايى ندارد ، بهرهاى نمىرسانَد . « 1 »
در روايات فراوان ، تأكيد شده كه در روز قيامت ، پاداش هر كس به اندازهء عقل و خرد اوست :
إنّما يداقّ اللَّه العباد فى الحساب يوم القيامة على قدر ما آتاهم من العقول فى الدنيا . « 2 »
آنچه به يقين ، از اين گونه احاديث فهميده مىشود اين است كه همين عقل طبيعى نيز خودش داراى مراتب و درجات است و ملّاصدرا در باب رابطهء اين قسم از عقل ، با پاداش اخروى چنين مىنويسد :
روشن شد كه انسانها به حسب هويّات عقلى ، با هم اختلاف زيادى در كمال و نقص ، و بلندى و پستى دارند و مشخّص است كه حالات ، تابع ذاتاند . پس زيبايى و تابناكى آنها تابع نيكويى ذات و شرف و برترى آن است . . . .
پس در اين صورت ، عاقل بر كسى اطلاق مىشود كه غريزهاش در طبيعت انسانى از علم و تقوا ، يعنى احاطه به معقولات و رهايى از جسمانيات و شهوات حيوانى ، كمال يافته باشد ، و اين تفاوت در افراد مردم ( يعنى اختلاف بين ناقص و كامل آنها ) ، تفاوت بزرگى است ، حتّى بيشتر از تفاوت بين آسمان و زمين . مشخّص است كه سعادت هر نوع و شقاوت آن به ميزان رتبهء آن نوع است ؛ چون نتايج و ثمرات ، تابع اصول و مبادىاند و مراتب
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ص 177 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ح 7 .